به قلم محمد.م از سایت چلسی نیوز



سسک فابرگاس تنها بازیکن بازیساز تخصصی تیم کنته محسوب میشود.اما چرا او در ترکیب ثابت استفاده نمیشود؟
در این مقاله به صورت کاملا تخصصی این مسئله را مورد بررسی قرار میدهیم.

در دنیای فوتبال چهار نوع هافبک میانی وجود دارد که به صورت تخصصی
تخریبگر(Destroyer)
رجیستا (regista)
 وُلانته (Volante)
و هافبک تهاجمی-بازیساز (Attack Midfielder)
 خوانده میشوند.
ابتدا به تعریف این چهار اصطلاح و نقش آنها میپردازیم.

تخریبگر یا Destroyer : تخریبگر همان هافبک دفاعیست که خصوصیت اصلی اش بازی فیزیکی است و نقش تخریب چی بازی حریف را بر عهده دارد و میتواند هیچ نقشی در بازیسازی تیمش هم نداشته باشد و صرفأ فقط یک سپر محکم در جلوی خط دفاعیست.
از نمونه های تخریبگر میتوان از روی کین،گنارو کتوسو و در فوتبال امروز از مروانه فلینی نام برد.

رجیستا (Regista) : رجیستا واژه ای ایتالیایی معادل "بازیساز عقب زمین " است.آنها اکثرا بازیکنانی ریز نقش و خلاق هستند.نقش رجیستاها شروع حملات تیم در عقب زمین و پخش کنندگی توپ است.آنها نقش نگهدارنده را بر هم بر عهده دارند.به طور دقیق تر بخواهیم بگوییم آنها تنظیم کننده نبض بازی هستند.یعنی بر حسب شرایط بازی هر وقت که بخواهند به بازی سرعت میدهند یا از سرعت بازی میکاهند.
آنها در دفاع کردن هم نقش خاصی ایفا میکنند ولی چون آنها صرفا بازیکنان فیزیکی نیستند در کارهای تدافعی بیشتر نقش توپ ربایی را بر عهده دارند .نقش اصلی آنها در فازی دفاعی استارت ضدحملات تیم است که میتواند توسط پاس بلند یا کوتاهی از جانب آنها شکل بگیرد.بهترین مصداق برای این نقش هنرمند بی بدیل فوتبال ایتالیا در زمین آندره آ پیرلو است .از رجیستاهای استثنایی دیگر میتوان از ژاوی و پل اسکولز نام برد.در فوتبال امروزی نیز مارکو وراتی یک رجیستای قابل تحسین است.

وولانته(Volante) :
وُلانته واژه ای برزیلی است که میتوان آن را به معنای "موتور محرکه" معرفی کرد.
این سبک هافبکها تفاوتشان با رجیستا در بازی رو به جلوست.آنها میل بیشتری به نزدیک شدن به دروازه حریفان دارند .و مانند یک موتور خستگی ناپذیر در تمام نقاط زمین حضور دارند و نقش زیادی در تنظیم نبض بازی دارند.آنها بازیکنان تکامل یافته ای از رجیستاها هستند.آنها محافظت کننده هستند هم در دفاع هم حمله.هم میتوانند در عقب زمین بازیسازی کنند هم در حملات درون محوطه جریمه حضور داشته باشند.
مثال وولانته ها زیادند اما کلود ماکه له له سرآمد آنهاست.او یک وولانته بی نظیر بود.
در فوتبال امروز انگولو کانته نقش وولانته را به خوبی برای فوتبال دنیا تعریف کرده است.از مثالهای دیگر میتوان از راجا ناینگولان نام برد.

هافبک تهاجمی-بازیساز(Attack Midfielder):
این نوع بازیکنان خاص هستند.آنها علاوه بر خلاقیت در بازیسازی ،شوتزنی،در تکنیک و سرعت هم باید توانا باشند.آنها همان بازیکنان پست شماره ۱۰ و پشت مهاجم در فوتبال امروز هستند و بیشتر در ترکیب 4-2-3-1 نقششان به چشم می آید.
مسوت اوزیل ،وسلی اشنایدر و خوان ماتا بهترین مثال برای این نقش هستند.
فرانک لمپارد و میشاییل بالاک را نیز میتوان در این پست معرفی کرد.البته آنها را وولانته هم میتوان معرفی کرد.چون آنها بازیکنان بی نظیری بودند که توانایی ایفای چندین نقش را دارا بودند.

حالا عوامل عدم حضور فابرگاس را مفصل مورد تحلیل قرار میدهیم.

عامل اول : نقش فابرگاس

با توجه به دسته بندی و توضیح نقش هافبکها سسک فابرگاس در کدام دسته قرار میگیرد؟
سسک فابرگاس در آرسنال یک رجیستا بود.در بارسلونا یک هافبک تهاجمی و در چلسی نیز در هر دو پست به کار گرفته شده.
خصوصیات خلاقانه و استایل بازی سسک بیشتر به یک رجیستا شباهت دارد تا بقیه نقش ها.اما بزرگترین ضعف فابرگاس عدم جنگندگی اوست.ضعفی که باعث شد در تیمهای مختلف در مقاطع مختلف پستش را تغییر دهند.فابرگاس بازیکنی درگیری نیست و نمیتواند به خوبی از پس وظایف حیاتی مانند پرسینگ و توپ ربایی برآید.او هر وقت در نقش رجیستا بازی کرده تیمهای حریف از حفره های که در بازی او به وجود می آید نهایت استفاده را کرده اند.فصل ۲۰۱۴-۲۰۱۵ که مورینیو چلسی را به قهرمانی جزیره رساند فابرگاس نقش کلیدی در ترکیب مورینیو داشت.او در ترکیب ۴-۲-۳-۱ در کنار ماتیچ دو هافبک جلوی مدافعان بودند و با توجه به حضور هافبک دفاعی قدرتمند و باهوشی مانند ماتیچ و یک خط دفاعی قدرتمند در پشت سر و بازی دفاعی محور مورینیو ضعف فابرگاس در انجام کارهای دفاعی چندان به چشم نیامد و او به راحتی توانست فقط در انجام بازیسازی به بهترین نحو شرکت کند.وقتی تیم سرحال باشد و روی غلتک پیروزی حرکت کند فقط توانایی بازیکنان به چشم می آید نه ضعفهایشان.
در فصل بعد از آن قهرمانی و افت تیم مورینیو ضعفهای فابرگاس نیز به روشنی نمایان شد.
مورینیو او را یک خط جلوتر آورد،مجددأ به جایش اصلیش برگرداند و چند بازیکن مختلف را کنار او به بازی گرفت اما هیچ تغییری در فابرگاس و تیم چلسی حاصل نشد.تمام آن فاجعه که در سال سوم مورینیو رخ داد به فابرگاس ختم نمیشد اما افت او و خلاهای زیادی که در سایر جنبه های بازیش وجود داشت در نتایج اسفناک چلسی بی تاثیر نبود.
چلسی آن فصل گلهای پرشماری از کاتبکها دریافت کرد.دقیقا همان جایی که فابرگاس و ماتیچ باید پوشش میدادند و ندادند.غول میانی صربستانی که افت کرد فابرگاس نیز در سراشیبی افتاد.
فابرگاس بازیکنی است که بازی اش وابستگی شدیدی به مردان کناری اش دارد.او باید سد محکمی در پشت سر خود داشته باشد تا بتواند با آزادی عمل بیشتر نیروی محرکه خط حمله تیمش باشد.

عامل دوم : عدم وجود نقش مناسب برای فابرگاس در ترکیب ۳-۴-۳

اگر الان نگاه موشکافانه ای به ترکیب ۳-۴-۳ کنته بیندازیم میتوانیم به یک نکته جالب واقف شویم.
در این ترکیب فابرگاس در کدام پست میتواند بازی کند؟
با توجه به نقش بازی اش او فقط میتواند در نقش دو هافبک جلوی مدافعان ظاهر شود.اما این پست اصلا مناسب فابرگاس نیست.چرا؟
چون در این ترکیب با توجه به حضور تعداد بیشتری از بازیکنان در فاز حمله نقش دو هافبک میانی بیش از پیش در انجام کارهای دفاعی حیاتی تر میشود.آن دو هافبک باید هم از نیروی فیزیکی بالایی برخوردار باشند هم در توپ ربایی، پرسینگ و کاور کردن تبحر داشته باشند.خصوصیاتی که فابرگاس تقریبا هیچکدام را ندارد.
ماتیچ و کانته اما تمامی این خصوصیات را دارند و انقدر درخشیده اند که بعید است تا مدتها بازیکنی بتواند برای قرار گرفتن در ترکیب اصلی آنها را کنار بزند.

عامل سوم : سرعت
عامل مهمی که فابرگاس را از ترکیب(۳-۴-۳) کنته دور انداخته فاکتور سرعت است.فابرگاس بازیکن بسیار کند و کم تحرکی است که بیش از حد ایستا بازی میکند.
چیزی که کنته نمیتواند برای حضور در ان پست بپذیرد.
دو هافبک جلوی مدافعان در این ترکیب علاوه بر آن خصوصیات که برشمردیم باید از قابلیت سرعت و چابکی هم برخوردار باشند.چون آنها باید سریعا تیم را از فاز دفاع به حمله منتقل کنند و عملا فابرگاس نمیتواند چنین کاری را با این سرعت انجام دهد.در کل راز موفقیت تیم کنته در همین فاکتور مهم نهفته است:سرعت.
تیم او به شکل خارق العاده از حمله به دفاع و دفاع به حمله منتقل میشود و بدین وسیله توانسته فقدان حضور یک بازیساز در ترکیب را جبران کند.کسب ششمین پیروزی قاطعانه و با شش کلین شیت و از همه مهمتر تکیه زدن بر صدر جدول نشان از ارجحیت تفکرات کنته بر سلایق شخصی هواداران دارد.با این دست آوردها دیگر کسی نمیتواند برای عدم حضور سسک در ترکیب چلسی به کنته خُرده بگیرد.
الحق کنته مربی است که نمونه اش خیلی کم پیدا میشود.
به طور کل بازیکنانی که در فلسفه فوتبالی بارسلونا تربیت میشوند خاص سبک مالکانه و تیکی تاکا هستند که نیاز به انتقال سریع آنچنانی ندارد و فابرگاس هم فقط در تیم هایی با ریتم کند میتواند بدرخشد.

عامل چهارم : حضور انگولو کانته

نکته تاثیر گذار دیگر در عدم استفاده فابرگاس در ترکیب چلسی حضور انگولو کانته است که بازی کردن فابرگاس را به مخاطره انداخته است.کانته و فابرگاس هافبکهای ریز نقشی هستند که برای بازی موثر نیاز به یک زوج غول پیکر و تنومند تخریبگر دارند تا بازیشان موثر بیفتد.پس حضور نمانیا ماتیچ در ترکیب کنته باید بدون تغییر باشد.برای زوج او یا باید فابرگاس بازی کند یا کانته.و با توجه به اینکه کانته آنقدر قابلیتهای بیشماری دارد که نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت او در ترکیب قرار میگیرد.
 فابرگاس اگر اندک شانسی برای حضور در ترکیب داشته باشد با حضور کانته به صفر میرسد.

به طور خلاصه کنته ترجیح میدهد تیمش را با دو وولانته(کانته و ماتیچ) راهی میداند کند تا با یک رجیستا و یک وولانته!
کنته به شکل عجیبی از قابلیتهای جدیدی در وجود ماتیچ رونمایی کرده است که تا حالا اصلا دیده نشده و او را به یک وولانته خارق العاده در کنار کانته ،مبدل کرده است.
فراموش نکنیم کنته از توانایی های فابرگاس کاملا آگاه است و به او اعتقاد دارد اما فقط او را برای این ترکیب مناسب قلمداد نمیکند.