چلسی نیوز-وقتی مرد کاریزماتیک ایتالیایی به چلسی پای گذاشت غرب لندن مانند سرزمین موردور در فیلم ارباب حلقه ها میماند‌.ظلمت زده،در سیطره دشمنان و در خطر فروپاشی‌.اما همه چیز با ورود او دگرگون شد‌.نیرو و شور مجددی در سربازان خسته استمفورد بریج دمیده شد.او سرزمین رو به زوال را بازسازی کرد و اشتیاق پیروزی را دوباره در آنجا زنده کرد. و درادامه همین مسیر تحت هدایت او،هر وقت چلسی از حرکت در مسیرِ رهایی از تاریکی، باز می ایستاد او آنجا بود و با حربه هایش راه را هموار میکرد و موانع را از سر راه برمیداشت؛درست مانند گاندولف.
اما او عصای سحر آمیز نداشت.اسب سفیدِ خستگی ناپذیری نداشت‌.او برای تاریخ سازی و خلق شگفتی نیازمند اینها نبود.تنها سلاح او قوای فکری اش بود.هوشمندیِ برجسته ای که او را از همه متمایز میکند.
کسی که نبوغ دارد شرایط را تغییر نمیدهد بلکه مسیر جدیدی برای پیروزی میسازد.و این همان کاری بود که آنتونیو کنته انجام داد.ساختن یک مسیر تازه.
چلسی بعد از پشت سر گذاشتن یک فصل کابوس وار میتوانست مانند خیلی از تیمها در ورطه نابودی بیفتد.
چلسی قبلا هم فصل بد داشته است اما هیچکدام از آن فصلها به شرایط بحرانی که در آن کنته چلسی را تحویل گرفت،نبودند.شرایطی که در آن سرمربی وقت تیم با نتایجی کابوس وار اخراج شده بود.حاشیه های زیادی در باشگاه به وجود آمده بود،بازیکنان تیم ناامید و سرخورده بودند و در مجموع افسردگیِ اساسی در تیم وجود داشت.جالب آنکه حتی هیدینگ کاربلد هم نتوانست آن تیم را به مسیر اصلیش برگرداند.هیدینگی که در احیای تیمها در چنین مقاطعی تبحر خاصی دارد.
اما با تصمیم و انتخاب هوشمندانه مدیران و مشاوران چلسی ،یعنی ماریا گرانوفسکایا و امانلو ،آبراموویچ کسی را برای نیمکت چلسی برگزید که باید برمی گزید.آنتونیو کنته آمد و مالک روس چلسی مزد انتخاب فوق العاده اش را گرفت.
اگر آنتونیو کنته به چلسی نمی آمد آیا چلسی باز هم میتوانست چنین موفقیت هایی را کسب کند؟ آیا فرد دیگری میتوانست مانند او تیم را از فرش به عرش برساند؟
بدون تردید هیچکس نمیتواند با قاطعیت به این پرسش ها پاسخ آری بدهد.
کاری که آنتونیو کنته در چلسی انجام داد بسیار حیاتی تر،ارزشمند ترو برجسته تر از جامهای مربیان گذشته بود.مورینیو در دو دوره چلسی را در شرایطی کاملا آرمانی تحویل گرفت .آنجلوتی و سایرین نیز تقریبأ همینطور.
قهرمانی کنته با چلسیِ در هم شکسته در سخت ترین فصلِ تاریخ لیگ برتر( تا بدین جا)، برای تیمی که میتوانست مسیری رو به تباهی مانند میلان،اینتر و لیورپول طی کند خارق العاده بود.
برگشت به مسیر همیشگی تنها کار قابل ستایش کنته در چلسی نبوده است.او ماهیت تیم را هم دگرگون کرده است.
کنته چلسی دیگری را از نو متولد کرده و بر لوح سفیدِ خمیره اش ،شخصیتی متفاوت حک کرده است.
چلسیِ کنته پرشور تر و پر جذبه تر از هر چلسی ای دیگریست که تا حالا دیده ایم.این تیم هم قدرتمند و مدعی قهرمانیست و هم فوتبال زیبا و تماشاگر پسندی ارائه میدهد.و این نشان دهنده این مسئله است که شخصیت تیم همیشه برگرفته از شخصیت سرمربی اش است.
رئال مادرید همیشه خونسرد و بدون استرس بازی میکند و در ذات این تیم میشود اطمینان خاطرِ زیدان را دید .تیم بارسلونا تا زمانی روی دور موفقیت بود که لوییز انریکه دچار فروپاشی درونی نشده بود‌‌ و سیتیِ پپ گواردیولا ،وسواس زیادی در بازی اش دیده میشود و همه اینها نشانه دهنده حلول شخصیت سرمربی تیم در روح یک باشگاه است.
چلسی پرشور و حرارت و دوس داشتنی این روزها هم بازتابنده پرسونای آنتونیو کنته در آیینه این تیم است.
چلسی دیگر آن تیم پر استرس سالهای گذشته نیست که هر لحظه منتظر فروپاشی اش بودیم.تیمی که در مقابل یک تیم ۱۰ نفره هم قافله را میباخت یا از ترس نباختن و نداشتن اعتماد به نفس کافی برای گرفتن یک نتیجه بدون گل راهی میدان میشد.
تیم دون آنتونیو به شما اطمینان خاطر میدهد که با هر نتیجه دلخواهی که در بازی اتفاق افتاده باشد میتواند بازی را به پایان برساند یا میتواند هر وقت اراده کند نتیجه از کف رفته ای را برگرداند.
در کل این تیم در برگرداندن «آب رفته به جوی» تخصص ویژه ای پیدا کرده است که نمونه آن را در تاریخ باشگاه کمتر شاهد بوده ایم.
یک ثبات،انسجام و عزت نفس خاصی در بازی چلسی به چشم میخورد که محال است ما در سالهای گذشته شاهد ان بوده باشیم.واکنش چلسی به باختها و متوقف شدنها در فصلی که گذشت کم نظیر بود و کلید موفقیت چلسی در همین نکته بود.و این مسئله هم برگرفته از قدرت مربیگری آنتونیو کنته بود که هر بار میگفت : «ما باید به این اتفاق واکنش مثبتی نشان بدهیم »
و هر بار هم واکنش چلسی مثبت و امیدوار کننده بود.
شاخصه های مربیگری آنتونیو کنته بسیار زیاد است ( بعدأ در مقاله ای به طور مفصل به آن خواهم پرداخت).همین شاخصه ها و فاکتورهای آنتونیو کنته بودند که چلسی را به چنین دست آورد بزرگی رساندند.دست آوردی که مورینیو و پپ گواردیولا هم با آن همه سر و صدا نتوانستند به آن دست یابند.کاری که مرد برجسته ایتالیایی موفق به انجام آن شد در ابتدا ماموریت غیرممکن به نظر میرسید اما همیشه کسی پیدا میشود که معادلات را بر هم بزند.و اینبار گاندولفِ سفید ایتالیایی بود که از ناامیدی ،امید دوباره ساخت و ارتش کوچک و خسته را به سرمنزلگاه سعادت رساند و در مسیر مبارزه خیر علیه شر، هدایتگر و قهرمان این داستان تراژیک وجذاب بود.
تا زمانی که گاندولف باشد همیشه امیدی خواهد بود و سرزمین «میانه» مسیرش همیشه روشن و زیبا خواهد بود و این حکایت آنتونیو کنته در چلسی است.آینده چلسی با کنته بسیارروشن و دلگرم کننده است و هیچکس در این مسئله تردیدی ندارد.
کسی که چندین بار عملی را تکرار کند نسبت به انجام آن شرطی میشود .پس کسی که چندین بار ناممکنی را ممکنه کرده باشد همیشه توانایی تکرار آن را خواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

Please enter your comment!
Please enter your name here